/ˈklɪŋ/

چسبنده
The cling to her mother's skirt was a sign of the child's fear.
The cling of the wet shirt to his back was uncomfortable.
نکته حافظهسازی
Remember that 'cling' often implies a sense of dependence or attachment.
The ___ to her mother's skirt was a sign of the child's fear.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
کارهای اداری
/ˈklɛɹɪkəl/
شناخت
/ˈkɒɡnɪtɪv/
همکار
/ˈkɒliːɡ/
راحت
/ˈkʌm.fə.tə.bəl/
مجموعه
/kəmpʌɪl/
نتیجهگیری
/kənˈkluːʒən/
کلمه «Cling» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «چسبنده» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Health & Wellness» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈklɪŋ/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.