/kənˈstɹeɪnt/

محدودیت
The company has to work within the budget constraint.
The constraint of time made it difficult to finish the project.
نکته حافظهسازی
Remember that 'constraint' is a noun, while 'constrain' is a verb.
The company has to work within the budget ___.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
در خارج از کشور
/əˈbɹɔːd/
هواپیما
/ˈɛəpleɪn/
فرودگاه
/ˈɛə.pɔːt/
ناوگان
/fliːt/
بندر
/ˈhɑːbə/
مهمانسرا
/ˈhɒstəl/
کلمه «Constraint» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «محدودیت» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Travel & Transport» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /kənˈstɹeɪnt/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.