/əmˈbɛd/

چیز یا چیزی که در چیزی دیگر جا داده شده
The company will embed a team of experts in the new project.
The journalist tried to embed herself with the local community.
نکته حافظهسازی
Remember that 'embed' often implies a stronger connection than 'attach' or 'add'.
What word does this picture represent?
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
چیره
/ˈdɒmɪnənt/
پایین خانه
/daʊnˈstɛəz/
مرکزی شهر
/ˈdaʊntaʊn/
سازندگی
/ˌɛdɪfɪˈkeɪʃən/
تلاش
/ˈɛfət/
حماسه
/ˈepɪk/
کلمه «Embed» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «چیز یا چیزی که در چیزی دیگر جا داده شده» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Sports & Competition» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /əmˈbɛd/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.