/ɪndɪˈpɛndənt/

شخص یا چیزی که از کنترل دیگران آزاد است
She is an independent woman who makes her own decisions
The company is an independent subsidiary of the larger corporation
نکته حافظهسازی
Remember that 'independent' means free from control, not just alone
Independent
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
گلخانه
/ˈhɒthaʊs/
شناور
/ˈhɒ.və(ɹ)/
امر غیرممکن
/ɪmˈpɒs.ə.bəl/
واقعه
/ˈɪn.sɪ.dənt/
نیل
/ˈɪn.dɪˌɡəʊ/
نفوذگر
/ɪnfluˈɛnʃəl/
کلمه «Independent» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «شخص یا چیزی که از کنترل دیگران آزاد است» میباشد. این کلمه در دستهبندی «General Vocabulary IV» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ɪndɪˈpɛndənt/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.