/ˈɔːɡənaɪzd/

سازماندهی کردن
She organized her desk to be more productive.
The team organized a charity event to raise funds.
نکته حافظهسازی
try to use 'organize' in a sentence with a specific goal or plan
What word does this picture represent?
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
رها کردن
/əˈbæn.dn̩d/
تأثیر گذاشتن
/əˈfɛkt/
شکلناپذیر
/əˈmɔɹfəs/
سازگار بودن
/əˈproʊpriɪt/
جذاب
/əˈtɹæktɪv/
آگاه
/əˈweːɹ/
کلمه «Organized» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «سازماندهی کردن» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Discourse Markers» قرار میگیرد و به عنوان verb استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈɔːɡənaɪzd/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.