/slɪp/

لغزیدن
She put the receipt on the counter as a slip for her payment.
Be careful not to slip on the ice.
نکته حافظهسازی
Remember 'slip' as something that happens quickly and often unexpectedly.
What word does this picture represent?
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
رها کردن
/əˈbæn.dn̩d/
تأثیر گذاشتن
/əˈfɛkt/
شکلناپذیر
/əˈmɔɹfəs/
سازگار بودن
/əˈproʊpriɪt/
جذاب
/əˈtɹæktɪv/
آگاه
/əˈweːɹ/
کلمه «Slip» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «لغزیدن» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Discourse Markers» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /slɪp/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.