/ˈaɪ̯nmaːl/

یک بار، روزی
Ich war einmal in Paris.
Er hatte einmal die Gelegenheit, seinen Traum zu verwirklichen, aber er ließ sie verstreichen.
نکته حافظهسازی
تصور کن خاطرهای که فقط یک بار اتفاق افتاده - وقتی دربارهاش حرف میزنی einmal میگویی.
Ich war ___ in Paris.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
متحد
/fɛɐ̯ˈbʏndətɐ/
همیشه
/ˈɪmɐ/
مفهوم، ایده
/kɔnˈt͡sɛpt/
مفهومی، انتزاعی
/kɔnt͡sɛptuˈɛl/
کنسرت، اجرای موسیقی
/kɔnˈt͡sɛʁt/
با این حال، معذلک
/ˈdɛnɔx/
کلمه «einmal» یکی از کلمات کاربردی زبان آلمانی است. معنی آن در فارسی «یک بار، روزی» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Nuancierter Ausdruck» قرار میگیرد و به عنوان adverb استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈaɪ̯nmaːl/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان آلمانی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.