/ˈdɪzi/

سرگیجه آوردن
The amusement park ride started to dizzy me.
Spinning around in a circle can dizzy you.
نکته حافظهسازی
Remember that 'dizzy' can be both a verb and an adjective, but the verb form is less common.
Dizzy
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
خسته کردن
/ɪɡˈzɑstɪd/
بیحالی
/feɪnt/
دیوانگی
/ɪnˈsænɪti/
مردنژار
/ˈmɔːrbɪd/
از نظر تعداد بر کسی یا چیزی برتری داشتن
/ˌaʊtˈnʌmbər/
باردار
/ˈpɹɛɡnənt/
کلمه «Dizzy» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «سرگیجه آوردن» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Physical States» قرار میگیرد و به عنوان verb استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈdɪzi/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.