/ɪɡˈzɑstɪd/

خسته کردن
After working for 12 hours, I'm exhausted.
The marathon exhausted the runners.
نکته حافظهسازی
Remember that 'exhausted' is a stronger word than 'tired', so use it when you want to emphasize extreme fatigue.
After working for 12 hours, I'm ___.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
سرگیجه آوردن
/ˈdɪzi/
بیحالی
/feɪnt/
دیوانگی
/ɪnˈsænɪti/
مردنژار
/ˈmɔːrbɪd/
از نظر تعداد بر کسی یا چیزی برتری داشتن
/ˌaʊtˈnʌmbər/
باردار
/ˈpɹɛɡnənt/
کلمه «Exhausted» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «خسته کردن» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Physical States» قرار میگیرد و به عنوان verb استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ɪɡˈzɑstɪd/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.