/ɪkˈspɪə.ɹɪəns/

تجربه
She has a lot of experience in marketing.
The company is looking for someone with experience in management.
نکته حافظهسازی
Try to use 'experience' in a sentence with 'in' to describe a field or area of expertise.
She has a lot of ___ in marketing.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
چیره
/ˈdɒmɪnənt/
پایین خانه
/daʊnˈstɛəz/
مرکزی شهر
/ˈdaʊntaʊn/
سازندگی
/ˌɛdɪfɪˈkeɪʃən/
تلاش
/ˈɛfət/
چیز یا چیزی که در چیزی دیگر جا داده شده
/əmˈbɛd/
کلمه «Experience» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «تجربه» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Sports & Competition» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ɪkˈspɪə.ɹɪəns/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.